دربارة تغيير
نقشة جغرافياي
سياسي اصغر
فردي
جنوب قفقاز
و مرزهاي ايران
Email: asgharfardi@hotmail.com
پل گوبل
( Paol Goble ) ـ رييس بخش كشورهاي
جامعة مشتركالمنافع
راديو اروپاي آزاد
و كارشناس برجستة
C.I.A
در حوزة بلوك
شرق و مشاور سياسي
كنگرة امريكا ـ
در سال 1996 مسيحي طرحي
بهمثابة راه حل
مناقشات ارمنستان
و آذربايجان بر
سر قرهباغ به
گروه مينسك و شوراي
امنيت و همكاري
اروپا ارائه كرد.
اين نظريه كه كاملاً
مبتني بر تأمين
منافع استراتژيك
امريكا طراحي شده
است با ظرافت ويژهاي
مراتب جلب حمايت
طرفهاي ذينفع
در منطقه را طي
كرد و به مرحلهاي
رسيد كه پس از تراضي
و توافق اعضاء
گروه مينسك و شوراي
امنيت اروپا امروزه
ناگزير روشهاي
جلب موافقت كشورهاي
حاشية خزر از جمله
ايران تجربه و
اجراء ميشود.
طرح گوبل در
ديدارهاي سران
ارمني و آذري در
نروژ ( زمستان 1999
) به عنوان موضوع
مذاكرات سران طرفين
درگير ارتقاء يافت
و در مرحلة بعدي
از سوي بيل كلينتون
در ديدارهاي سهجانبه
و چهارجانبة تركيه،
ارمنستان، آذربايجان
و امريكا در كاخ
سفيد نيز مورد
مذاكره قرار گرفت.
اجراي قراداد خط
لولة باكو ـ تفليس
ـ سوچي ـ جيهان
نيز به اجراي طرح
مذكور تعليق و
موكول گرديد.
تركيب جغرافياي
سياسي اتحاد جماهير
شوروي ضمن تأكيد
به اصالت ماهيت
گروههاي قومي
با ملاحظة بافت
و آميزندگي اقوام
مجاور داراي
آمادگي تاريخي
و پيشينة اختلافات
تنظيم ميگرديد.
اين تركيب حتي
به سطح كوچ دادنها
و مهاجرتهاي اجباري
برخي اقوام ميرسيد.
جابجايي تاتارهاي
كريمه ساكن جنوب
اوكراين، انتقال
قومي چچنها به
قزاقستان گسيل
دادن مسيحيان گرونده
به طريقتهاي غير
ارتدوكس مانند
بابتيستها و مالاكانها
از مركز و شمال
غرب روسيه به مرزهاي
جنوبي از جملة
اين تحركات درشمارند.
درپي اجراي اين
سياست تركيب جمهوري
آذربايجان نيز
ميبايست با آميزههايي
ساختگي از اقوام
داغستاني ـ مانند
لزگيها، زاخورها،
لاكها، آوارها
ـ و ارمنيها ايجاد
ميشد كه همين
نسخه براي ديگر
جمهوريهاي قفقازي
نيز پيچيده شد.
سرزمين شمالي شيروان
از سرحد رودخانة
سمور تا شهر دربند
به داغستان و بخشي
از مناطق آذري
نشين مانند ساداخلي
و قارداباني و
مارنئولي (بورچالي)
به گرجستان الحاق
گرديد در اين روند
حصهاي ديگر از
اراضي اتنيك و
تاريخي آذربايجان
به ارمنستان واگذار
شد.
يكي از مهمترين
و پيچيدهترين
جايگزينيها
و جابجاييهاي
استاليني برهم
زدن تركيب تاريخي
و قومي جمهوري
آذربايجان قفقاز
و در آميختن سرنوشت
سياسي و اجتماعي
مردم مسلمان و
شيعة اين جمهوري
با بافت انساني
و جغرافيايي ارمني
بود. انقطاع كامل
نخجوان از آذربايجان
با اهداء دالاني
در ميان دل و دماغ
اين جمهوري به
ارمنستان مهيبترين
تدبيري بود كه
در نوع خود تكراري
نداشته است.
نخجوان كه از
حيث جغرافيايي
طبيعي اساساً فاصلة
چشمگيري با مركزيت
رسمي اين جمهوري
ـ درحدود 536 كيلومتر ـ دارد،
كفاف سرمستيهاي
استالين را نميكرد
و وي با الحاق منطقة
زنگهزور به ارمنستان،
نخجوان را از آذربايجان
تجريد كرد.
نخجوان به موجب
عهدنامة تركمنچاي
در سال 1828 مسيحي از
ايران جدا شد اما
بيشترين، حادترين
و مهمترين شورشها
و قيامهاي مردمي
در قفقاز مربوط
به اهالي نخجوان
در اعتراض به جدايي
از ايران و الحاق
اجباري به روسيه
بوده است. عصيانهاي
افسانهاي قاچاقلار
( فراريها ) به رهبري
قاچاق نبي در اين
منطقه بوده است
كه حتي در اواخر
دورة قاجار نيز
اهالي نخجوان طي
نامهاي به محمدعليشاه
قاجار درخواست
بازگشت به تركيب
ايران را داشتند
كه تصوير سند آن
ذيلاً درج ميشود.
نخجوان داراي
قابليتها و ثروتهاي
طبيعي مانند توتون،
گندم، خوراك دام،
ميوه، توليد نخ
ابريشم، سنگهاي
تزييني، انگور
و فراوردههاي
نوشيدني آن، نمك
و آبهاي معدني
ميباشد كه در
دورة شوروي تأسيساتي
مانند صنايع الكترونيك،
فلزي، ساختماني،
گليمبافي، بطريسازي،
كنسروسازي، نيز
در اين جمهوري
خودمختار احداث
شده است. اين جمهوري
داراي دانشگاهي
با 17 دانشكده، 10 پروفسور،
165 دكتر، 2800 دانشجو
با قدمتي 33 ساله
و آكادمي علوم،
283 واحد كتابخانه،
185 سالن سينما، 261
كلوپ و راديو و
تلويزيون مستقل
است. نخجوان از
حيث تأسيسات نظامي
داراي پادگانها
و سايتهاي موشكي
ميباشد.
مراكز تاريخي
مانند غار اصحاب
كهف، كشتي نوح،
قلعةها و مزارات
قديمي اهميت تاريخي
و گردشگري نيز
به اين منطقه بخشيده
است.
جمهوري
خودمختار نخجوان
كه در 9م فورية
1920 نخجوان
به عنوان جمهوري
خودمختار آذربايجان
اعلام شد به مساحت5500
كيلومتر مربع
(4/6% از خاك جمهوري
آذربايجان)، داراي
مرزهاي مشتركي
ـ با ايران به وسعت
163 كيلومتر با ارمنستان
224كيلومتر و با تركيه
11 كيلومتر ميباشد
ـ كه به موجب عهدنامة
قارص با شركت روسيه،
ارمنستان، آذربايجان،
تركيه و گرجستان
ايجاد گرديد. لنين
با بخشيدن بخشي
از خاك اين جمهوري
خودمختار به تركيه
در دورة مصطفي
كمال، بهطور غيرطبيعي
مرزي با تركيه
به وجود آورد.
خطآهن
باكو ـ نخجوان
ـ تبريز در سال
1908 احداث شده است
كه از ميان زنگهزور
ارمنستان عبور
ميكند.
دومين
زخمي كه به اندام
جمهوري آذربايجان
وارد شد ايجاد
تعقيدي در شاكله
و نظام قومي قرهباغ
و تغيير سيستم
اداري و سازماني
قرهباغ بود. ايالت
خودمختار قرهباغ
كوهستاني در 7 ژوئية
1923 تشكيل شد. اين منطقه
داراي مساحتي بالغ
بر 4400 كيلومتر مربع
(1/5% از كل مساحت جمهوري
آذربايجان) و 5 ناحية
شوشا، عسگران،
مارداكرت، مارتوني
و هادروت ميباشد
كه 3 نام اخير در
دورة شوروي به
ارمني بئسالبدل
گرديد. در طول تاريخ
اكثريت قاطع مردم
قرهباغ را كه
نام تاريخي «اران»
فقط به اين ايالت
اختصاص داشت همواره
مسلمانان تشكيل
ميدادند كه به
موجب تئوري گريبايدوف
ارامنة ايران مخصوصاً
از مراغه و تبريز
تدريجاً به قرهباغ
كوچانده شدند،
تا در دورة دبيركلي
حيدر عليف بر حزب
كمونيست آذربايجان
طي سالهاي ـ 1981-
1969 ـ نسبت ارمنه به
مسلمانان ( آذريها
) به 80% ارمني و 18% آذري
رسيد.
در 10 دسامبر 1991 به
دنبال برگزاري
رفراندومي اهالي
ارمني قرهباغ
با اكثريت آرا
انتزاع اين ايالت
و تأسيس جمهوري
مستقل قرهباغ
را اعلام كردند
كه امروزه عليرغم
اينكه غير از ارمنستان
از سوي هيچ كشوري
به رسميت شناخته
نشده است داراي
پارلماني با نمايندگان
ارامنة باكو، گنجه،
نخجوان و قرهباغ
و حتي وزارت امورخارجهاي
است كه ويزا هم
براي تردد به اين
كشور! ساخته است.
قرهباغ هيچ
راهي اعم از آبي
و خاكي با ارمنستان
ندارد و نزديكترين
نقطة خاك قرهباغ
به مرزهاي ارمنستان
7 كيلومتر فاصله
دارد.
روسيه
در تابستان 1920 به
هيأت اعزامي تركيه
به رياست وزير
خارجة اين كشور
در مسكو پيشنهاد
ميكند كه تركيه
نيز مانند روسيه
سرزميني را در
اختيار ارامنه
قرار دهد. در همين
ديدارها روسيه
اين پيشنهاد را
در قالب يك طرح
ديگر به هيأت ترك
مكرر ميكند. چيچرين
به سامي بيگ ـ وزير
خارجة تركيه ـ
ميگويد:« همچنانكه
ما به ارامنه خاكي
دادهايم لازم
است شما نيز چنين
كنيد. اين به اقتضاء
منافع همه است.
انجام اين امر
به شكل فدراسيون
ميسر است كه عبارت
از ارمنستان، كردستان،
لازستان و تراكياي
شرقي باشد». اين
پيشنهاد به دنبال
تكه پاره كردن
آذربايجان توسط
لنين و استالين
بود كه در قراري
كه توسط لنين و
استالين در دسامبر
1917 امضا شده، علاوه
بر آذربايجان تركيه
نيز موظف به اعطاي
اراضي به ارامنه
گرديده بود.
ارامنه همواره
در بحرانهاي جهاني
و منطقهاي موقع
را براي طرح دعاوي
ارضي خود به منظور
ساختن ارمنستان
بزرگ ـ از نزديكيهاي
آنكارا تا آستاراي
ايران ـ را مخصوصاً
بر روي سه سرزمين
نخجوان زنگهزور
و قرهباغ مساعد
تشخيص دادهاند.
نخستين
مناقشة خونين همزمان
با اغتشاشات دكابريستهاي
روسيه در سال
1905 بود. دومين
دور اين تحركات
در سال 1918 همزمان
با جنگ جهاني اول
كه منجر به تغيير
نقشة جغرافياي
سياسي منطقه به
ويژه سرزمينهاي
عثماني شد، اتفاق
افتاد. بهدنبال
جنگهاي خونين
1918 بين مسلمانان
و ارامنه در ژوئن
1921 شوراي اتحادية
قفقاز طرح سابق
شائوميان رييس
جمهور ارمني!
آذربايجان! داير
بر الحاق قرهباغ
به ارمنستان تحقق
پذيرفت كه بعدها
در اثر پافشاري
ميرجعفر باقروف
رهبر استالينيست
وقت آذربايجان
به دستور استالين
لغو شد. در سال 1929
نخجوان و قرهباغ
به عنوان بخشهاي
وابسته به آذربايجان
اما ارمنينشين
و زنگهزور به
ارمنستان واگذار
گرديد. پس از اين
دوره تقريباً همه
ساله يك تا چند
روستا به بهانههاي
مختلف مانند دوري
از مركز فرمانداري
يا ناحية مركزي
به ارمنستان علاوه
ميشد. تا در دهههاي
1940 و 1960 تلاشهاي ديپلماتيك
و ارتباطي براي
الحاق قرهباغ
و نخجوان شدت گرفت.
سومين فرصت مناسب
به شيوة معتاد
ارامنة قفقازي
بحرانها و پريشانيهاي
دورة گلاسنوست
و پرستوريكاي گورباچف
بود كه باز ارامنه
از اين بحران سود
جسته در فورية
1988 به دنبال انتشار
كتابي به نام «اجاق»
به تأليف «زوري
بالايان» زد و خوردهاي
خونيني در شهر
سومگاييت از محاذات
باكو و سپس در باكو
و گنجه به راه انداختند.
اين درگيريهاي
خونين موجب مهاجرت
14000 ارمني از آذربايجان
و 8000 مسلمان آذربايجاني
از ارمنستان شد.
در ژانوية 1989 دولت
اتحاد شوروي براي
متوقف كردن اين
مناقشات در شوراي
وزيران اتحاد شوروي
كميتهاي را تشكيل
داد. در نوامبر
همين سال دولت
شوروي ادارة قرهباغ
را به كميتهاي
تحت نظارت آذربايجان
احاله كرد. و به
دنبال اين اقدام
شوراي عالي ارمنستان
در دسامبر 1989 قرهباغ
را جمهوري متحد
ارمني اعلام نمود.
به دنبال شدت يافتن
جنگ تمام عيار
ارامنه و آذربايجانيها
كه منجر به كشته
شدن 11000 آذربايجاني
فقط در ظرف 1 سال
( از ژوئن 1992 تا ژوئن
1993 ) و آواره شدن بيش
از 000/000/1 آذري گرديد،
كشورهاي مختلفي
مانند روسيه، قزاقستان
و ج.ا.ايران وارد
ميانجيگري شدند.
در سپتامبر 1991 موافقتنامهاي
بين روسيه و قزاقستان و سران دول
درگير به امضا
رسيد كه حاوي اراية
خودمختاري چشمگيري
به ارامنة قرهباغ
در قبال چشمپوشي
آنها از ادعاي
ارضي بود. اين مذاكرات
نيز به دنبال موج
اعتراضات مردم
آذربايجان و برانداختن
يك فروند هواپيماي
مسافربري آذربايجان
توسط ارامنه به
بنبست رسيد.
تشكلات بينالمللي
مانند شوراي امنيت
و همكاري اروپا
و سازمان ملل متحد
وارد عمليات توافق
بر آتشبس و برقراري
صلح شدند. سازمان
ملل طي قطعنامههاي
822، 853 و 884 خواهان تخلية
اراضي اشغالي و
بازگشت آوارگان
به موطن خود شد.
اما اين قطعنامهها
فاقد ضمانت اجرايي
بود چراكه اين
قطعنامهها عليرغم
خواستاري آتشبس
و خروج فوري نيروهاي
ارمني و بازگشت
آوارگان ، صريحاً
ارمنستان را به
عنوان متجاوز معرفي
نميكرد.
در 29 ژوئيه 1993 شوراي
امنيت و همكاري
اروپا در يك اجلاس
فوقالعاده قطعنامة
853 را بر اساس گزارش
گروه مينسك اين
شورا تصويب و خواستار
خروج فوري شبهنظاميان
ارمني از آغدام
و قطع بمباران
مراكز غيرنظامي
شد.
در 14 اكتبر 1993 قطعنامة
874 شوراي امنيت صادر
و جدول زمانبندي
گروه مينسك براي
اجراي قطعنامههاي
پيشين مورد تأكيد
قرار گرفت. اما
در 25 اكتبر 1993 ارامنه
به حملات خود ادامه
داده و به مرزهاي
ايران رسيدند.تا
يكم نوامبر همان
سال 96 كيلومتر از
مرز ايران و آذربايجان
به اشغال دستههاي
ارمني درآمد. تا
اين تاريخ بيش
از 30% خاك جمهوري
آذربايجان اشغال
شده بود. در بين
همة كشورهاي جهان
و سازمانهاي بينالمللي
فقط ج.ا.ايران ارامنه
را متجاوز شناخته
و تجاوز آنها را
با بيانيههاي
پيدرپي صريحاً
محكوم ميكرد.
علاوه بر صدور
اين بيانيهها
و اعتراض به موارد نقض آتشبس
با اعمال فشار
و ديپلماسي و استفاده
از نفوذ خود در
سازمان كنفرانس
اسلامي اين سازمان
را وادار به محكوميت
ارامنه و متجاوز
شناخته شدن آنان
و طرفداري از آذربايجان
كرد. علاوه بر اينهمه،
ايران موجبات عضويت
اين جمهوري جوان
به نهادهاي بينالمللي
مانند جنبش عدم
تعهد، بانك توسعة
اسلامي، سازمان
همكاريهاي اقتصادي
E C O
و… را فراهم
ميآورد. درازآهنگترين
و ديرپاترين آتشبس
بين طرفين درگير
از دستاوردهاي
ديپلماسي ميانجيگري
ايران بود كه اين
ميانجيگري 9ماه
به طول انجاميد.
وزير امور خارجة
ايران و معاونين
و مشاورين اين
وزارت تحت خطيرترين
و دشوارترين شرايط
بارها در جبهههاي
جنگ حاضر شدند
و بارها وسايل
نقلية حامل اين
مقامات به گلوله
بسته شد.
در 27 اكتبر 1993 در
جريان ميانجيگري
ايران قرارداد
آتشبس به امضاي
طرفين رسيد و نمايندگان
ارمنستان و ارامنة
قرهباغ جدول تنظيمي
گروه ناظر شوراي
امنيت اروپا براي
خروج از مناطق
كلبجر، قبادلي،
جبرئيل و آغدام
را پذيرفتند. اما
اين طرح با تدبير
نابخردانة حاكمان
وقت آذربايجان
رد شد زيرا در آن
خروج نيروها از
گذرگاه لاچين پيشبيني
نشده بود. حكمرانان
وقت آذربايجان
در ضعيفترين زمان
خود به خاطر علايق
غربي خود و به منظور
شكست دادن ديپلماسي
ايران به بهاي
از دست دادن 20% كل خاك كشور
خود از اين سازش
پيروزمندانه سر
باز زد تا دلبري
خود از غرب را اتم
و اكمل سازد. ابوالفضل
علياوف (ائلچيبيگ)
رهبر جبهة خلق
آذربايجان كه چندي
بعد به رياست جمهوري
اين كشور رسيد سقوط شوشا
را به ايران مربوط
كرد و تظاهراتي
در مقابل ساختمان
كنسولگري ايران
در باكو به راه
اندخت. نويسندة
اين مقاله خود
از ابتدا تا آخرين
مرحله شاهد نابخرديها
و جفاكاريهاي
اين طبقة سياسي
وابسته در آذربايجان
و ناظر مجاهدتها
و فداكاريهاي
مقامات كشوري
و لشگري ايران بود كه
جان بركف در راه
حل اين بحران به
نفع طرف مظلوم
و معروض به تجاوز
سعيهاي بليغ ورزيدند.
بيش از 000/150 نفر آوارة
آذربايجاني سالها
در چادرهاي ايران
در خاك ايران و
آذربايجان تحت
حمايت ايران قرار
گرفتند و اقدامات
بيكراني كه ناگزير
در شمار اسرار
مگو است و مردم
آذربايجان از آنها
بيخبرند. اما
در عوض وقتي يك
قوطي كنسرو ماهي
در سنگر ارامنه
پيدا ميشد يا
نميشد ساعتها
در تلويزيون آذربايجان
آن را به عنوان
كمكهاي استراتژيك
و تسليحاتي ايران
به ارامنة قرهباغ
جا ميزدند و افكار
عمومي آذربايجان
را به دستور اربابان
اسرائيلي و امريكايي
برعليه ايران برميانگيختند
كه ايران به ارامنه
آموزشهاي نظامي
ميدهد و ايران
به ارامنة قرهباغ
سوخت نظامي ميدهد
و ايران خانههاي
متروك آذربايجانيهاي
قرهباغ را غارت
ميكند و ايران
ارامنة قرهباغ
را تسليح و تجهيز
ميكند اما مگر
امكان اظهار موارد
برعكس آن بر ايران
وجود داشت؟ و اين
خصيصة ناجوانمردي
رفت و رفت تا مئال
كار به جايي رسيد
چنانكه افتد و
داني. روسيه در
مقابل اين خوشرقصيها
برگ و يراق نظامي
تيپ 367 مستقر در قفقاز
را در اختيار ارامنه
ميگذاشت تا بدين
نمط يك كشور 3 ميليوني
بر كشور 8 ميليوني
فايق آيد و يك/پنجم
خاك آن را 7 سال در
تصرف خود نگهدارد
و امريكا نيز برابر
آمارهاي معلوم
بيشترين و غيرقابل
مقايسهترين كمكهاي
مالي را به ارمنستان
كرد و رييس جمهور
قلابي جمهوري خيالي
قرهباغ را در
كنگرة امريكا و
كاخ سفيد پذيرفت.
از سوي ديگر ارامنه
نيز در قبال حسن
نيت ايران يك فروند
هواپيماي نظامي
ايراني حامل ديپلماتهاي
ايراني و خانوادههاي
عازم به ايران
براي تعطيلات نوروزي
را بر فراز قرهباغ
سرنگون كردند كه
هنوز چند و چون
آن بر افكار عمومي
ايران پوشيده است.
ج.ا.ا. در دور دوم
مذاكرات سه جانبة
ميانجيگري خود
كه از 16 تا 18 ارديبهشت
ماه 1371 در تهران انجام
شد با صدور بيانيهاي
هرگونه تغيير در
مرزهاي جغرافيايي
منطقه و بهكارگيري
زور و خشونت را
تجاوز تلقي كرده
و اعلام نمود كه
به منظور اعادة
صلح لازم است تا
نيروهاي نظامي
به مواضع خود در
دورة قبل از توافقات
اجلاس تهران بازگردند.
در ازاي اين استحكام
مواضع ايران، امروزه
غرب و بهويژه
امريكا در صدد
اجراي برنامههايي
درست در جهت معكوس
مواضع خيرخواهانة
ايران برآمده و
به اجراي پيشنهاد
مشئوم پل گوبل
كمر بسته است.
طرح پيشنهادي
پل گوبل كه ديگر
امروزه به عنوان
طرح امريكا براي
حل ! مناقشه بر سر
قرهباغ مطرح است،
مبتني بر تغيير
نقشة جغرافيايي
سياسي منطقه است.
گذشته از اينكه
روال شدن تغيير
نقشة سياسي ـ جغرافيايي
در منطقه بر ضد
امنيت ملي آذربايجان
و ارمنستان است،
به مثابة ايجاد
زمينههاي تغييرات
ديگري نيز تلقي
ميشود. برابر
تئوري اين كارشناس
سيا راه حل بحران
تاريخي ميان ارمنستان
و آذربايجان از
زنگهزور ميگذرد.
با الحاق دالان
نسبتاً پهناور
زنگهزور كه حائلي
ميان آذربايجان
و نخجوان است اين
جمهوري خودمختار
منتزع از پيكر
آذربايجان به واحد
اصلي خود ميپيوندد
و در ازاي آن كريدور
لاچين به ارمنستان
واگذار ميشود
كه ارتباط بين
قرهباغ و ارمنستان
را برقرار كند.
تنگة گرگر ـ گوريس
ـ لاچين كه به خانكندي
( استپاناكرت ) ـ
مركز ارمني قرهباغ
ـ و شوشا ـ مركز
آذري قرهباغ ـ
منتهي ميشود به
لحاظ كوهستاني
بودن منطقه داراي
اهميت سوقالجيشي
فوقالعادهاي
است كه مالكيت
آن بر هريك از طرفين
اقبالي به شمار
ميرود و صد البته
كه امريكا چندانكه
تاكنون نيز در
جريان اعطاي كمكهاي
مالي قابل توجهي
اثبات كرده است
منافع آذربايجان
مسلمان و شيعه
را به ارامنة همكيش
مسيحي خود ترجيح
نخواهد كرد. تغيير
مالكيت كريدور
لاچين با كريدور
زنگهزور از حيث
ماهوي براي آذربايجان
محتوي اهميت مثبت
نميباشد چراكه
به هر دو جهت زخم
و دمل چركيني بر
دل آذربايجان باز
ميماند. اما وعدهاي
كه ميتواند بهانة
خرسندي حاكمان
آذربايجان را موجب
شود پيوستن نخجوان
به آذربايجان است.
در اين طرح ارمنستان يك همساية
مقتدر خود را كه
داراي مشتركات
تاريخي است از
دست خواهد داد
و در ازاي آن به
3 ميليارد دلار
كه امريكا به خير
سر آباء خود وعدة
اعطاي آن را داده
خواهد رسيد و اين
رقمي است كه ميتواند
بر سرنوشت اقتصادي
و حياتي ارمنستاني
با جمعيت000/000/3 نفري
خود كه روزبهروز
شهروندان خود را
با مهاجرت از دست
ميدهد تأثير معتنيبه
بگذارد. اما آنچه
هدف امريكا از
اصرار بر اجراي
اين طرح حتي به
بهاي هزينة 3 ميليارد
دلار باشد برهم
زدن توازن منطقهاي
بر عليه ايران
و به نفع تركيه
است كه موارد زيرين
به عنوان نمونههايي
از مراتب تهديد
منافع و امنيت
ملي ايران برشمرده
ميشود:
1. با توجه
به اينكه اساساً
تغيير نقشة ژئو
ـ پولوتيك هرگز
به سادگي اتفاق
نميافتد و همواره
در پي جنگهاي
بسيار طولاني و
وسيع انجام شده
است، اصولاً مذاكره
در پيرامون اين
موضوع نيز مغلوبيت
استراتژيك محسوب
ميشود. تغييرات
معدود نقشهها
يك بار در نتيجة
شكست ايران در
جنگهاي دهساله
با روسيه و از دست
دادن 17 شهر قفقاز
و ديگر بار در پايان
جنگ جهاني اول،
طي كنفرانس لوزان
موجب تقطيع امپراطوري
عثماني به 24 كشور
گرديد كه به ضرر
جهان اسلام منجر
شد و سومبار پاشيدن
نظم مرزي بالكان
بود كه در نتيجة
جنگهاي خونين
اتفاق افتاد. بنابراين
تغييرات نقشة جغرافياي
سياسي كه همواره
به زيان مردمان
منطقه و مغلوبيت
جهان شرق و اسلام
بوده، به سادگي
و دفعتاً روي نداده
است.
2. با اتصال
نخجوان به آذربايجان
مرز 11 كيلومتري
تركيه اهميت فوقالعاده
و كلاني كسب ميكند.
تركيه كه علاوه
بر استحاله و انهضام
در معدة غرب، ارتباط
با جهان ترك در
قفقاز و آسياي
مركزي را سرلوحة
برنامههاي استراتژيك
خود قرارداده است
در اثر عدم ارتباط
جغرافيايي و راه
مواصلاتي همواره
به دور از اين آرزوي
خود بوده و براي
تحقق خلياي توران
بزرگ ناگزير بايد
از ايران بزرگ
بگذرد، همچنان
ناكام به سر مي
برد كه در صورت
اجراي اين راهحل
محال، تنگة 11 كيلومتري
به دروازة فيروزي
اين كشور تبديل
ميشود. با لحاظ
اينكه تمامي مناقشات
و رقابتهاي سياسي
جهان به منظور
نيل به تفوقات
اقتصادي است از
اين نمط نمدي بر
كلاه اين كشور
فقير و بدهكار
و ورشكسته مهيا
خواهد شد كه پاداش
بردگيهاي خود
را اينگونه بستاند.
3. پس از
فراپاشي شوروي
درآمدهاي كلاني
از محل ترانزيت
كالاهاي صادراتي
و وارداتي تركيه
با كشورهاي آسياي
مركزي عائد ايران
شده است كه از آن
جمله درآمد ترانزيت
مواد سوختي و فراوردههاي
نفتي آذربايجان
و تركمنستان و
ازبكستان و ديگر
كشورهاي حاشية
درياي خزر است.
در جريان ترانزيت
اين دسته از كالاها
عايداتي براي راهآهن
ج.ا.ا، گمركات كشور،
مخزنداران مواد
نفتي و بازرگانان
ايراني حاصل ميشود
كه در صورت اجراي
طرح گوبل كلية
اين عوايد قطع
خواهد شد.
4. نخجوان
همواره براي امرار
معيشت اهالي تماماً
متكي مناسبات تجاري
پيلهوري با مرز
نشينان آذربايجانشرقي
و غربي است كه اجراي
طرح مذكور سياستهاي
ايرانزدايانة
منطقه را در مورد
اين جمهوري نيز
تطبيق خواهد كرد.
5. براي
حمل و نقل زميني
كالاهاي تجاري
و مسافرين در سال
1993 جادهاي در حاشية
نوار مرزي از جلفا
و سيهرود به اصلاندوز
كشيده شد كه اين
جاده به عنوان
تنها راه مواصلاتي
زميني نخجوان ـ
آذربايجان مورد
استفاده قرار ميگيرد.اجراي
اين طرح مفهوم
اين جاده را از
بين خواهد برد.
6. خطوط
هوايي آذربايجان
ـ نخجوان در كلية
پروازهايي كه روزانه
6-4 بار رفت و برگشت
مينمايد براي
عبور از حريم هوايي
ايران مبلغي را
مطابق تعرفههاي
ياتا پرداخت مينمايد.
7. تنها
مرز مشترك ايران
با ارمنستان از
منطقة زنگهزور
است كه پس از گذشتن
از مناطق پامبوق،
قاجاران و قافان
به مهري كه در زنگهزور
است منتهي ميشود.
در صورت الحاق
زنگهزور به آذربايجان
ايران يك مرز خود
را از دست خواهد
داد. البته كه مردم
ارمنستان به اين
محاصره و تجريد
رضايت نخواهند
داد زيرا كشوري
كه فاقد راهي به
دريا است و با سه
كشور آذربايجان
و تركيه و گرجستان
مرز مشترك دارد
كه با هر سه داراي
اختلافات تاريخي
و ارضي است، تنها
مرز جنوبي خود
را از دست ميدهد.
اين موضوع به چند
دليل به ضرر ايران
است:
ايران و ارمنستان
به دليل وجود بيش
از 000/100 ارمني ايراني
داراي مناسبات
حسن همجواري ميباشد.
از حيث استراتژيك
وجود مرز مشترك
با ارمنستان موجب
حفظ موازنة استراتژيك
در تنظيم مناقشات
ارمني ـ آذري از
جانب ايران ميشود،
چه در گذشته نيز
تأثيرات چشمگيري
در روند جنگ ايفا
كرد.
ايران و ارمنستان
آينده مناسبات
اقتصادي سودآوري
خواهند داشت كه
هر دو كشور با از
دست دادن اين مرز
مجبور به تبعيت
ازكشور ثالثي براي
ترانزيت كالا خواهد
بود.
ايران با از
دست دادن يك مرز
به مقدار همسايگي
با يك كشور اهميت
استراتژيك خود
را از دست خواهد
داد
8 . شايد زنگهزور
زماني متعلق به
ارامنه بوده است
اما كريدور لاچين
كه حايز اهميت
فوقالعادهاي
هم هست همواره
منطقهاي آذري
نشين بوده كه بخشيدن
آن اهداء خاكي
از كيسة مردم خواهد
بود.
به
هر رو، پيروزي
در مذاكره آن است
كه آذربايجان بتواند
با ديپلماسي هوشمندانه
به اين دستاورد
لابي ارامنة امريكايي
فايق آمده و با
تكيه بر قرارهاي
شوراي امنيت و
نهادهاي بينالمللي
غاصب را كه بيش
از 7 سال 20% خاك قانوني
اين كشور را در
تصرف خود نگهداشته،
به مرزهاي رسمي
خود عقب نشانده
در محاكم بينالمللي
خسارت اين جنگ
خانمانسوز را بگيرد
نه آنكه بدون مراجعه
به آراء مردم تن
به طرح شوم يك جاسوس
رسواي سيا دهد
كه بدون شك در ازاي
اراية اين طرح
دستخوش كلاني از
لابي قدرتنمد ارامنة
امريكا گرفته است.
بر رهبر پرتجربه،
باران ديده و سرد
و گرم چشيدة آذربايجان
است كه بدون اتكاء
به غربي كه از آن
در طول چند سال
اخير طرفي نبست
و بدون استمداد
از غاصبي ديگر
كه كوس رسوايياش
در قاموس غصب زده
شده و ضربالمثل
اشغال و غصب است،
با خردمندياي
كه از او مطلوب
است اين طرح را
به نظرخواهي مردمي
بگذارد و از اين
راه ضمن دريافت
چهرهاي مردمي
با تمسك به آراي
مردم از اين فتنه
جان خود و تن تيرباران
شدة كشور را برهاند
و پشت به توان مسلمانان
و جهان اسلام گرم
بسايد و تجربة
نمره 24 ايالت
آذربايجان مورخه
19 رجب 1337
جنابان مستطابان
علماء عظام و وجوه
محترمين اهالي
نخجوان
راجع به تقاضاهاي
قلمي اهالي محترم
نخجوان و شرور
كه چندي قبل بتوسط
هيئت اعزامية خود
بآستان مبارك بندگان
والاحضرت اقدس
اعظم
روحنا فداه
و ايالت آذربايجان
محض ابراز ديانت
و اظهار عصبيت
مذهبي و محافظة
بيضة اسلاميت و
ترقي و تعالي دين
حنيف و شرع شريف
محمدي (ص) شده بود
از تبريز نيز احساسات
ديانت پرورانة
آن ذوات محترم
بمركز خلافت عرض
شده بود اخيراً
جواب اميدبخش از
پيشگاه دولت عليه
رسيده اين است
(:) حضرت مستطاب ملاذالانام
آقاي آقا ميرزا
علي هيئت دامت
افاضاته كه از
محترمين و طرف
كمال وثوق و اعتماد
دولت و ملت است
براي ابلاغ اوامر
عليه دولت با بعضي
دستورالعملهاي
شفاهي كه براي
نيل بمقصود تعقيب
آنها لازم و ضرور
است بآن صفحه اعزام
و البته شخص محترم
معزياليه با رؤساي
منورالافكار و
محترمين اهالي
ملاقات خاطر آن
ذوات كرام را از
نظريات خود كه
مطابق با افكار
و تعليمات دولت
و اقتضاي وقت است
مستحضر خواهد داشت
و البته آن ذوات
محترم نيز متابعت
كرده و در اينمورد
از اظهار همه قسم
همراهي و مساعدت
خودداري نخواهند
كرد اميدواري كامل
ميرود كه انشاءالله
تعالي با مرحمت(؟)
از طرف اهالي محترم
نخجوان اقدامات
سابقه تعقيب و
بطور كلي حيات
عمومي تأمين و
تحصيل مقصود موفقيت
مأليه حاصل خواهد
شد. امضا